پر بحث ترین ها

  • helpme
  • m_4a
  • ff

    آشنایی با فوک خزری

    آبان ۱۱, ۱۳۹۴
  • 13
  • دریاچه خزر (کاسپین)

    ۲۷ اسفند ۱۳۹۵

    photo_2017-03-17_17-38-15

    بررسی های باستان شناسی حوضه پيرامونی دريای خزر نشان می دهند كه نواحی باختری تركمنستان، شمال ايران، خاور جمهوری آذربايجان از حدود دوازده هزار سال پيش مسكونی بوده است. آثار كشف‌شده در غار علیتپه، غار هوتو و غار كمربند (در بهشهر)، غار آرام (در گنبد)، تورنگ تپه (در تركمن صحرا) تپه آنو (در عشق‌آباد)، غار جبل (در كراسنوودسك تركمنستان)، غار گوبوستان (در باكو) همگی نشان از فعاليتهای انسانی در گذشته دور دارند.

    از اين رو به نظر می رسد كه سرزمينهای پيرامون دريای خزر محل رشد و شكوفایی تمدنهای متعددی بوده كه از حدود هزاره چهارم و سوم پيش از ميلاد نخستين موج مهاجرت بزرگ را به خود ديده است. مهاجرت آرياييها از حدود آسيای ميانه به سواحل خاوری، جنوبي و باختری دريای خزر تأثير شگرفی بر تركيب قومی و فرهنگی منطقه گذاشت. بسياری از اقوام محلی (بويژه ساكنين سواحل كنونی ايران، جمهوری آذربايجان و تركمنستان) در ميان اقوام آريایی هضم ‌شدند و تنها برخی از بوميان قفقاز (مانند چچن‌ها، اينگوش‌ها، گرجيها و لزگيها) از اين اختلاط بدور ‌ماندند. پس از مهاجرت آريایی ها و تشكيل حكومت متحد در ايران (هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان) هميشه بخش جنوبی، جنوب خاوری و جنوب باختری حوضه خزر در محدوده امپراتوری ايران قرار داشت. اما با ادغام امپراتوری يونان و روم (سده دوم پيش از ميلاد تا سده سوم پس از ميلاد) مرز امپراتوری روم در مواقعی تا ساحل باختری دريای خزر كشيده می شد. موج دوم مهاجرت در حوضه خزر توسط هونها (۴۰۰-۲۰۰ ميلادی) روی داد. در اين دوره هونها از آسيای ميانه به شمال خزر مهاجرت كردند. با فشار هونها، آستهای ساكن ساحل خاوری خزر (از اقوام ايراني تبار) مجبور به مهاجرت به باختر دريای خزر شدند. اکنون آستها در جمهوری آوستيای شمالی و جنوبی به ترتيب در قلمرو روسيه و گرجستان زندگی می کنند. در ادامه قدرت گرفتن هونها و گسترش آنها به اروپای شرقی و مركزی امپراتوری هونها تشكيل شد (ميانه سده پنجم ميلادی). اثر مهاجرت هونها به اروپا تشکيل کشور مجارستان (Hungary) است. در سده‌های پنجم و ششم ميلادی قدرت تازه‌ای در اروپای شرقی تحت نام اسلاوها ظاهر شد كه سبب محدود شدن نفوذ هونها در بخشهای حاشیه خزر (شمال خاوری، شمال و شمال باختری) گشت. در اين زمان حوضه نفوذ امپراتوری ايران در قفقاز گسترش يافت. در سده‌های ششم و هفتم ميلادی خزرها (اقوام ترك تبار) در شمال خاوری خزر حضور می يابند و آوارها در اروپای شرقی و مركزی حكومت مقتدری تشكيل می دهند. با افزايش قدرت خزرها در حوضه شمالی خزر و گسترش امپراتوری ايران در حوضه قفقاز (سده‌های هفتم و هشتم ميلادی) حكومت آوارها نيز تضعيف می گردد. در اين دوره خزرها حكومت مقتدری در شمال دريای خزر تشكيل می دهند. با ظهور اسلام و گسترش آن بسوی ايران، حوضه جنوبی، جنوب باختری و جنوب خاوری دريای خزر در محدوده حكومت اسلامی قرار گرفت. از سویی بيزانس و خزرها هنوز دو قدرت حوضه خزر به شمار می آمدند. در اين دوره (سده‌های نهم تا يازدهم ميلادی) روسيه به مركزيت كيف تشكيل شد و در سال ۱۰۳۷ به كليسای ارتدوكس پيوست. تشكيل دولت روسيه و گسترش آنها به سوی جنوب سبب تقابل منافع آنها با خزرها می شد. در یکی از اين نبردها، سويتسلاو شاهزاده كيف با حمله به پايتخت خزرها (اتيل در دهانه ولگا) حكومت خزرها را منهدم كرد (سال ۹۶۵ ميلادی).

    حاكمان خزر يهودی مذهب بودند كه كشورشان متحد بيزانس در مقابل ايران و تازه واردان ترك و همچنين اسلاوها بود و سپس در مقابل گسترش اسلام بسوی شمال خزر و شرق اروپا مقاومت می كرد، روسهای ارتدوكس نسبت به خزرهای يهودی مذهب و پراكنده و ضعيف شده متحد بهتری برای بيزانس محسوب می شدند. با افول قدرت امپراتوری خزرها بخش هایی از آنها در ملل پيرامون خود هضم شدند و آنها كه يهودی مذهب بودند با مهاجرت به اروپای شرقی، بخش اعظم جامعه يهودی را تشكيل دادند و بخشی نيز به نزديكان ترك خود پيوستند.

    اما خلاء قدرت در شمال و در جنوب دريای خزر (در نبود امپراتوری ايران و خزران) سبب موج جديد مهاجرت تركان به غرب شد، سياستی كه با اتخاذ آن، امپراتوری بيزانس خود موجب اضمحلالش گشت. مهاجرت تركان سلجوقی در سده‌های يازدهم و دوازدهم ميلادی به سوی باختر سبب تسخير بخش عمده آسيای صغير از دست بيزانس شد.

    به دنبال آن با هجوم گروههای ديگر اقوام آلتای (مغولها در سده چهاردهم، تيموريان در سده چهاردهم و پانزدهم) جريان ترکی شدن حوضه پيرامونی خزر تقويت شد، بطوريكه تنها بخشهای كوچکی از ساحل جنوبی و شمال باختری خزر از هضم شدن در اقوام ترك تبار مصون ماند.

    در اين دوره با تشكيل امپراتوری عثمانی و بدنبال آن نابودی امپراتوری بيزانس (در سال ۱۴۵۳ ميلادی) سبب شد كه قدرت تازه‌ای در باختر دريای خزر ظهور پيدا كند.

    از سوی ديگر در شمال دريای خزر، روسيه قدرت گرفت و در سده‌های شانزده و هفده ميلادی حوضه نفوذ خود را به دريای خزر رساند. در همين زمان پس از سده‌های متعدد حكومت ملوك‌الطوایفی در ايران قدرت يكپارچه صفويه در ايران تشكيل شد. در اين دوره حوضه نفوذ ايران در دريای خزر بار ديگر به محدوده نفوذ ايران در زمان ساسانيان رسيد. در زمان نادرشاه حتی ايران به ساحل دريای سياه نيز دسترسی پيدا كرد. اما در زمان حكومت قاجار بر ايران در جنگ با روسيه تزاری حوضه قفقاز را به کلی از دست داد و در خاور دريای خزر نيز به پايين‌تر از رودخانه اترك اكتفا نمود.

    به اين ترتيب حوضه پيرامونی دريای خزر محدود به دو كشور ايران و روسيه (و سپس شوروی) گشت. اما با فروپاشی شوروی، اكنون كشورهای قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان علاوه بر ايران و روسيه به اين حوضه اضافه شدند.

    در حوضه پيرامونی دريای خزر از چند هزار سال پيش ملل مختلفی سكونت گزيدند كه برخی از بين رفتند و يا مهاجرت كردند، اما نام خود را بر دريای خزر در طول تاريخ ثبت كردند. امپراتوری خزرها گرچه ديری نپاييد و از سده سيزدهم ميلادی نامی از آنها در تاريخ نيامده است، اما نام آنها بر دريای خزر باقی ماند و در ايران همچنان بطور گسترده استفاده می شود.

                    نام های دريای خزر

    نام

    منبع

    دريای خزر ابوالفرج غريغوريوس
    دريای قزوين ابوالفداء
    بحر جرجان (دريای گرگان) ابن الاثير
    بحر هيرقانی (ارقانيا= ارگانيا= هيركاني) ابن الفقيه همدانی
    بحر البسكون ابن حوقل
    دريای خراسانی ابن خرداد به
    بحر طبرستان ابن النديم
    بحر ديلم ابن الفقيه
    بحر شيروان (= دريای شيروان) ابن رسته
    بحر باب الا صطخری
    بحر باكو (= دريای باكه) ابن الجوزی
    بحر سرایی ابوالفرج الاصفهانی
    بحر خزران (= دريای خزران) القزوینی
    بحر گيلان بغدادی
    دريای باب و ابواب اليعقوبی
    دريای گيل مسعودی
    دواره خراسانی (= دواره الخراسانيه) المقدسی
    زراه اكفوده الراعب
    (= درّاه اكفوده) خوارزمی
    اكفوده دريا ابن خلدون
    دريای مغرب (آن‌سی = انديو = دريای غربی) بيرونی
    آق دكز (= خوك سفيد) ابن بطوطه
    خواليمسكويه موره (= خوالنيسكويه موره) الا استخری
    دريای خوارزمی قزوینی
    دريای آبسكون اشپولر برتولد
    دريای كاسپين (= دريای كاسپی = كاسپيكويه موره) اليعقوبی
    دريای جیلی دهار
    دريای پسين گوتشميد
    دريای مازندران ابن النديم
    درای عز يار مولینسکی
    زاره كامرود (= زاره فراخ رود = زره اوجستان) كسروی
    ساكازنه التدوين فی احوال جبال شروين
    آخرين دريا يار مولینسکی

     

    نویسنده: دکتر حمید علیزاده کتک لاهیجانی

    این مطلب را به اشتراک بگذارید

    پاسخ دهید